خرید بک لینک
الان من چجوريم؟ راستش خيلي فكراي مختلف تو سرمه كه نميدونم كدوم سمت بايد برم! كار رو ول كنم برم ارشد بخونم؟ ارشد رو بي خيال بشم و كارم رو حفظ كنم؟ از رفتار مسئول بخشمون خوشم نمياد برم محيط كارمو عوض كنم؟ همكاراي خيييلي خوبي دارم و تو بيمارستان جا افتادم آيا همينجا بمونم؟ ريسك كنم كلا محيط كار و همكارامو عوض كنم؟ اگه آسمون همه جا يه رنگ بود چي؟ اصلا كلا كار و درس رو بذارم كنار برم پي خوش گذروني؟ يه ماشين بگيرم از اين هر روز تو مترو خلاص شم؟ ماشين بگيرم همش تو ترافيكم؟ اين چيزا رو ميبينيد؟ اينا ف

برچسب: نویسنده: یگانه میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 14:31

بيايين جمع كنيم بريم يه جزيره بزنيم واسه خودمون يه وقتايي دلم ميخواد جمع كنم برم يه جايي زندگي كنم كه هيشكي منو نشناسه و خودم باشم و خودم و واسه خودم اونجوري كن دلم ميخواد زندگي كنم! يه وقتايي دلم ميخواد اصن جمع كنم برم كوهي جنگلي صحرايي جايي زندگي كنم و خودمو خلاص كنم از اين همه هياهويي كه همه مون رو اسير خودش كرده! راستش اون موقع ها كه وب مينوشتم اينجا واسم يه همچون جايي بود! يه جايي كه دقيقا خودِ خودِ واقعيم بودم و واسه خودم زندگي ميكردم انگاري! اينجا واسم اون جزيره ي دور افتاده ي ناشناس بو

برچسب: نویسنده: یگانه میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 14:31

صفحه بندی